خرید بک لینک
من ارشان روز 17 آبان 1390 ساعت 12:20در حالیکه تهران برفی بود به این دنیا پا گذاشتم بابام استاد دانشگاه و مامانم کارمند شرکت خصوصی بود که البته بعد از تولد من خودش را باز خرید کرد تا تمام وقتش در کنارم باشه. بابا و مامان دوست دارند من افتخار خودشون و همه مردم بشم منم تلاشم را انجام میدم تا به یاری خدا و پشتکار فراوان به اهداف عالیه دست پیدا کنم. یادم باشه که من توانایی بهترینها شدن را دارم. با سلام از اينکه از وبلاگ ارشان خان جان ديدن می کنید از شما سپاسگزارم. من مامان ارشان کوچولو، با اين انگيزه که بتوانم عکسهای هر ساله فرشته مون را از کوچکی در يک جا جمع کنم و در آینده که به اميد خدا پسرم بزرگ و شکوفا شد به او هديه کنم، با کمک بابای ارشان اين وبلاگ را ايجاد کردم. آرزو دارم ارشان و همه نی نی های اين سرزمين و دنيا سالم و صالح باشند. الهی آمین سعی کردم برای راحتی کار، عکس ها را بصورت ساليانه طبقه بندی کنم و عکس های تولد هر ساله را نيز جداگانه ذخيره کنم. لطفا برای ديدن عکس های تولد و ... در کادر سمت راست و در قسمت موضوعات، روی موضوع مورد نظر کليک کنيد. موضوع :

برچسب: نویسنده: نیکا توکلی تاريخ: جمعه 19 آذر 1395 ساعت: 3:34

اواخر شهریور به پیشنهاد بابایی برای تغییر آب و هوا سفر کوتاهی به شهر دماوند و آبسرد داشتیم. دماوند خیلی به تهران نزدیکه ولی برعکس تهران، آب و هوای بسیار تمیز و خوبی داره. درب و پنجره را که باز می گذاشتیم دیگه نیازی به کولر نبود با خودم فکر میکردم که چقدر داشتن خونه ویلایی خوبه. بچه توی حیاط بازی کنه، چایی تازه دم را توی حیاط و روی تخت بخوری و از زندگی لذت ببری. واقعا توی آپارتمان های امروزی بچه ها خیلی اذیت می شن. پسرکم هم خیلی توی حیاط بازی میکرد و شاد بود پارک شهر آبسرد- شکلک های خان جان چشمه اعلاء در شهر دماوند جای بسیار زیبا و سرسبزی بود با چشمه ای خنک و گوارا (آب چشمه قابل شرب بود) البته من که هیچوقت جرات نمی کنم از آب چشمه بنوشم هرچند کنار چشمه روی تابلو زده بود که آب آشامیدنی است آب چشمه بسیارزلال بود و از طریق آب نماها و کانالهایی به پایین هدایت می شد. عزیز دلم اونقدر توی آب بازی کرده بودی که همش نگران بودم که شب پا درد بگیری اما چون اولین باری بود که داخل آب رودخانه ای می رفتی چیزی نمی گفتم و خودم هم گاهی پاهام را توی آب می گذاشتم و لذت می بردم. هرچند بخاطر نی نی خ

برچسب: سفر به دماوند,سفر به کوه دماوند,سفر به قله دماوند, نویسنده: نیکا توکلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 20:39

سلام به ارشان و دوستان عزیز تعطیلات محرم به پیشنهاد بابایی سفری ده روزه به بوشهر داشتیم. چون احتمالا عید 96 بدلیل دنیا اومدن نی نی مون دیگه نمیتونیم مثل هر سال به بوشهر بریم، تصمیم گرفتیم مهر ماه سفری به زادگاه بابایی داشته باشیم. بابایی اهواز بودند. قرار شد من و ارشان و عزیز پری با هواپیما به بوشهر بریم و بابایی هم از اهواز به بوشهر بیان تا بعد از رسیدن ما به سمت خونه عزیز بوشهری حرکت کنیم. وقتی خان جان ساعت 5 صبح هوس بستنی میکنه اونم توی هوای سرد و عزیز جون هم طبق معمول هر چی ارشان بخواد براش میخره پسرم اولین باری بود که سوار هواپیما می شدی و تصوری از پرواز با هواپیما نداشتی. شاید فکر می کردی که مثل ترن هوایی باشه اما با ارتفاع بالاتر. به همین دلیل کمی میترسیدی و دایم از من می پرسیدی که خیلی بالا می ریم؟ اما حضور عزیز جون باعث شد کمتر استرس داشته باشی داخل هواپیما که شدیم بهت گفتم شماره ردیف 10 را پیدا کن. تو هم با دقت شماره ها را میخوندی تا به ردیف 10 رسیدیم و گفتی مامان اینجاست. کنار پنجره نشوندمت تا بتونی بیرون را هم ببینی. دایم بیرون را نگاه می کردی و وقتی هواپیما می خواست بلن

برچسب: سفر به بوشهر,راهنمای سفر به بوشهر,خاطرات سفر به بوشهر, نویسنده: نیکا توکلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 20:39

پسرکم یکروز جمعه برای تفریح تصمیم داشتیم به دریاچه خلیج فارس تهران برویم تا هم دوچرخه سواری کنی و هم از شهر بازی و پارک دریاچه برای بازی استفاده کنی اما وقتی بیرون اومدیم و آلودگی هوای تهران را دیدیم خیلی نگران شدیم که توی این هوا بیمار نشی. نزدیک دریاچه که غرب تهرانه آلودگی بیشتر از جاهای دیگه قابل رؤیت بود. به همین دلیل بابایی گفت بهتره به سمت شرق تهران و لواسانات بریم. بعد از طی کلی مسیر و ترافیک بالاخره به لواسان رسیدیم. از آخرین باری که لواسان اومده بودم سالها می گذشت و تغییرات زیادی را شاهد بودیم. کنار رودخانه پارک ساحلی ساخته بودند و کلی آلاچیق برای اسکان. بساط منچ را براه انداخته بودی و به بابایی اصرار می کردی که باهات بازی کنه اما چون موقع نهار بود قرار شد بازی بعد از خوردن نهار شروع بشه توی پختن کباب مثلا به بابایی کمک کردی انقدر گرسنه شده بودی که قبل از آماده شدن جوجه، با قاشق افتادی به جون ماست موسیر جوجه ها را هم طبق معمول خالی خالی میل فرمودی حالا اگه گفتی وقت چیه؟ بله مسابقه منچ اینم پایان کار و نتیجه بازی ایشون هم برنده بازی روز خوبی بود جاتون خالی موض

برچسب: نویسنده: نیکا توکلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 20:39

صفحه بندی